Wednesday, September 14, 2005

479

یکی به من بگه چی کار کنم با این " فاصله هایی که غرق ابهام " اند؟
این فاصله هایی که نه اجازه می دن هیچ " دلم برات تنگ شده " ای رو باور کنم، نه می ذارن با خیال راحت دست از صفر و یک بودن
بردارم و باز بشم خودم! خودی که می شناختم و می شناخت.

هنوزم دلم می خواد تو اون کافی شاپه که صندلی های پهن و قدیمی داره بشینم و به چشمای اونی نگاه کنم که می دونم مال من نیست.