Sunday, August 14, 2005

Wb

شنبه 3:30 صبح دیگه خونه بودیم. خیلی عالی بود، جای همگی خالی. فقط الان به شدت سرما خورده، بی خواب و گرما زده هستم( هم سرما خورده هم گرما زده! میگم جمع نقیضینم باز بگید نه!!). حالم که بهتر شد میام یه چیایی میگم.

سارا هم داره منو خفه می کنه که تولدش روبهش تبریک بگم اما کور خوندهD:

اینترنت هم که خودمون هنوز نداریم این تقریباً مسروقه به حساب میاد. با تشکر از فاطمه گرامی که مرا در امر خطیر وب نگاری تنها نگذاشت.